X
تبلیغات
رایتل
مســــــــــتانه
هر چه گشتیم در این شهر نبوداهل دلی . . . . . که بداند غم دلتنگی وتنهائی ما
یادداشتهای خاک گرفته
جمعه 19 مهر‌ماه سال 1387
۱۴۲

 

* نمی دونم به این مساله اعتقاد دارید که گذشت زمان خیلی از آرمانها و آرزوها رو از بین می بره یا به بیان بهتر بی ارزششون می کنه و اون آرمانها و آرزوهای قبل جاشون رو به یه سری جدیدتر میدن؟ دوستی داشتم واسه هرچی که بدست نمی آوردم استدلال می کرد که آره تلاش کن حتما خدا کمکت می کنه و بدستش میاری! بله، بعد از چند سال بدستشون آوردم شاید هم یه شیرینی و لذت جزئی اول ماجرا بود اما بعدش دیدم دیگه اون ارزش سابق رو نداره! بطور مثال همین ماجرای کارشناسی ارشد. من 2-3 سال پیش به قبولی احتیاج داشتم که ذهن و فکرم آزادتر بود و کلی وقت اضافه داشتم نه الان که کلی گرفتاری و کار ریخته سرم. یا یادمه یه زمانی گیر ماشین بودم و واقعا بهش احتیاج داشتم اما نداشتم ماشین بابا هم که اسمش روشه ماشین بابائه و اولاد هیچ تملکی روش نداره!  در حال حاضر ماشین رو دارم ولی دیگه احتیاج سابق رو بهش ندارم و شده یه سرمایه ی خوابیده ... و صدها مثال اینطوری! هدف ناشکری نبودها هدف این بود که هر چیز در جای خود نیکوست! به نظرم اینکه چیزی رو که من بهش امروز احتیاج دارم 20 سال دیگه بهش برسم ارزشی نداره ... (مثالها مادی بود ولی مصداق معنوی هم داره مثل عشق!)

** نمی دونم زندگی همینه که من دارم می کنم یا این "توهمی از زندگیه"!

*** کسی از دوستان راه و رسم بی احساس شدن رو میدونه؟ شدیداً بهش احتیاج دارم!

**** در هفته ای که گذشت رفتم در 25! بادا بادا مبارک بادا! سعید با ربع قرن تجربه!!!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 181072


Powered by BlogSky.com

افاضات اخیر این حقیر!