X
تبلیغات
رایتل
مســــــــــتانه
هر چه گشتیم در این شهر نبوداهل دلی . . . . . که بداند غم دلتنگی وتنهائی ما
یادداشتهای خاک گرفته
جمعه 3 خرداد‌ماه سال 1387
۱۳۱

 

یکی از همکارا می گفت گرد (منظور هروئینه!) رو میشه ترک کرد ولی این سیگار لعنتی رو نه! حالا منم باید بگم سیگارو میشه ترک کرد ولی این وبلاگ نویسی رو نه!!!

 

اینو نوشتم مثلا این چن وقته نبودم به یاد اینجا بودم!!!

 

*****

 

اگه من از شر این سرپرست لج درارم راحت بشم رسما" به همتون یه سور مفصل میدم! به خدا خیلی ستمه از اول صبح تا بعدازظهر مدام قیافه ی یه پیرمرد 60-70 ساله که با وجود اینکه 35 سال خدمتش رو پر کرده هنوز هم مثل بختک رو این شرکت افتاده و دل نمی کنه رو تحمل کنی! بنده هیچ مشکلی با افراد مسن ندارما ... چون مسن داریم تا مسن! بعضی ازین افراد پیر هستن که آدم ساعتها هم در کنارشون باشه احساس خستگی نمی کنه و از وجودشون لذت می بره ... اما این بابا از من و بقیه توقع داره آداب و رسومی که جوونها در عهد احمد شاه رعایت می کردن رو رعایت کنیم. امیدوارم هیچ وقت ازین سوهانهای روح در محیط کار نصیبتون نشه! پیر شدم بسکه حرص خوردم!!!

 

*****

 

دریای خزر رو دو دستی تقدیم روسها کردن، خلیجمون هم که بی هیچ چک و چونه ای خلیج عرب شد! حالا یه هفتس جشن آزاد سازی خرمشهر رو برپا کردن!!! حالا خوبه چیزی که مال خودمون بوده رو پس گرفتیم اگه فتوحاتی از اراضی عراق داشتیم می خواستیم چیکار کنیم!؟

 

خیلی بی ربط یاد این شعر افتادم :

 

خانوم ما مرد نیستیم لااقل تو زن باش!

یکم ازون عطر غیرتت رو مام بپاش!!!

 

*****

 

بالاخره نتایج اولیه کارشناسی ارشد هم اومد ... و من باز هم همانند سالهای گذشته مجاز شدم! اما این مجاز شدن با مجازهای سالهای پیش یکم فرق داشت و فرقشم دراین بود که احتمال قبولی زیاده! خلاصه خواستم از همین جا بگم اگه یه شام مفصل با تمامی مخلفات! می خواید لطفا دعا بفرمایید یه جایی تو تهران روزانه قبول بشم!!!

نتیجه اخلاقی! دعا از شما –› در صورت قبولی شام و مخلفات از من!

 

*****

بدلیل شرایط مفتضح اتصال اینترنت نتونستم به نظرات پاسخ بدم ... شرمنده!

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 181003


Powered by BlogSky.com

افاضات اخیر این حقیر!