X
تبلیغات
رایتل
مســــــــــتانه
هر چه گشتیم در این شهر نبوداهل دلی . . . . . که بداند غم دلتنگی وتنهائی ما
یادداشتهای خاک گرفته
شنبه 29 دی‌ماه سال 1386
هذیان ۱۲۶

 

تو این چند وقته اینقدر تو دست اندازهای زندگی بالا پایین شدم که وقتی واسه آپ کردن اینجا نبود، حتی وقت سرزدن به وبلاگهای دوستان هم نبود که ایشالا می بخشن ...

 

***

 

حرفهای پدر مادرمون رو که مراحل کاشت، داشت و برداشت مارو انجام دادن رو نمی فهمیم! (و ایضا" اونها هم حرفهای ما رو نمی فهمن) اونوقت من چه توقع بیجایی دارم که یه غریبه حالا چه دختر، چه پسر بیاد و همدم و همدرد من بشه و منو از تنهایی در بیاره! چه فکر احمقانه ای ...

آره ما آدمها تنها تر ازین حرفهاییم!

 

***

 

خدایا شکرت! واقعا" شکرت که من در جایی زندگی می کنم که مرا می خواهند به زور وارد بهشت کنند!

 

***

 

همینجا از تمامی آقایونی که به علت سردی هوا نتونستن بازوان و هیکل های خوش تراششون رو در لوای دسته جات سینه زنی و عزاداری برای دخترکان بزک کرده ی توی خیابونها به نمایش بذارن عذر خواهی می کنم و قول می دم دیگه جبرئیل سال دیگه به تاسیسات گرمایشی/سرمایشی زمین دست نزنه!!!

 

***

 

اگه خوب به دور و برت نگاه بندازی می بینی اکثر آدمها دارن یا واسه ی شکم یا زیر شکم دوندگی می کنن!!!

 

***

 

خدا هم یه روزی جوون بوده! مارو کاملا" درک می کنه ...

 

***

 

ما ز یاران چشم یاری داشتیم ...

 

             تو هم رفتی ... به سلامت ...

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 181003


Powered by BlogSky.com

افاضات اخیر این حقیر!