X
تبلیغات
رایتل
مســــــــــتانه
هر چه گشتیم در این شهر نبوداهل دلی . . . . . که بداند غم دلتنگی وتنهائی ما
یادداشتهای خاک گرفته
سه‌شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1385
آغوش ...

 

                    

می دونی الان بزرگترین آرزوم چیه؟ دو تا دست گرم و مهربون که این دستهای سرد و مرده منو بگیره و یه آغوش باز که اجازه بده ساعتها بهش پناه ببرم و گریه کنم ...

به نظرتون خیلی خواسته بزرگیه؟

می ترسم ... می ترسم از روزی که به این آرزو برسم اما دیگه تو وجود خسته من روحی وجود نداشته باشه ...

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 181010


Powered by BlogSky.com

افاضات اخیر این حقیر!