X
تبلیغات
رایتل
مســــــــــتانه
هر چه گشتیم در این شهر نبوداهل دلی . . . . . که بداند غم دلتنگی وتنهائی ما
یادداشتهای خاک گرفته
پنج‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1385
بهشت ...

 

ماشاء الله این وبلاگ منو خیلی معروف کرده! کلهم بچه های فامیل تا منو میبینن دفتر انشاشون رو میارن زرت جلوم پرت می کنن که آره چون من اهل نوشتنم واسه اونهام یه انشا بنویسم! خداییشم دوره دبستان و راهنمایی همیشه نمره انشام 20 بود و یادمه از ابتدای انشاء تا آخرش کل بچه غش و ضعف می رفتن! ولی من جدی می نوشتم!!!

بگذریم موضوع انشاء این بنده خدا هم این بود : بهشت را توصیف کنید! یکی نیست به معلم اینها بگه آخه کره خر! کی رفته بهشت رو دیده که بیاد توصیف کنه؟ ولی خدایی چه توصیفی از بهشت کردم! توووووووووووووپ!

 

یه کامپیوتر توپ با اینترنت پرسرعت + یه جوی نسکافه داغ! + مقدار متنابهی حوری و پری! + یه جوی شراب فرانسوی! + چون از سرطان و اینا خبری نیست قلیون در طعمهای مختلف و ...

 

یه نسیم دلنواز ...

 

-----------------------------

 

دیدین بعضیا میان تعریف کنن می ترکونن طرف رو؟ حکایت این فامیل ماس ...

میگه : پسر به گلی سعید خیلی کم پیدا میشه اصلا این بچه با همه بچه ها فرق می کنه بسکه پاک و مهربونه! فقط سعید جان اگه بعضی وقتها مثل لاتها حرف نزنی و موقع رانندگی به خوار و مادر بقیه راننده ها کار نداشته باشی، یکم هم چشمات رو درویش کنی و ... (برای حفظ آبروی خودم بقیش رو حذف کردم!) دیگه نور علی نور میشی!!!

آخه اینم شد تعریف!؟ می خواستی حیثیتمون رو ببری چیکار می کردی؟!

 

 

-----------------------------

 

این مادر منم چن وقته گیر داده به پسر بودن ما! هی چپ می ره راست میاد میگه: "اگه جای تو یه دختر داشتم کلی عصای دستم بود و کمکم می کرد ولی پسر چی؟ جز بریز و بپاش و حرص و جوش دادن هیچ چی نداره! آخرشم دلت گیر یه دختر میشه و میذاری و میری نه اینا که مادری داشتی ..."

یکی نیس بگه مادر من اگه دست خودم بود که اصلا دنیا نمیومدم چه برسه پسر بشم! تازه من که میدونم روزی صد بار قربون قد و بالای گل پسرت میری! دیگه این غرغرها واسه چیه؟!

 

-----------------------------

 

می دونی چند وقته خیلی بهم ریختم ... از یه طرف این کار لامذهب که خیلی پیچوندتم از طرف دیگم هزار کوفت و زهرمار دیگه ... هیچی نمی دونم. فقط دوست دارم بخوابم ... شاید تو خواب به آرزوهام برسم ...

 

-----------------------------

 

دلم تنگه واسه چشمات

دلم تنگه واسه حرفات ... کجایی؟

بی خبر رفتی از پیشم

به راهت منتظر میشم ... بیایی

شدم تنها تو این خونه

دلم باز میگیره بونه ... هنوزم

صدای خنده هات مونده

منو تو غصه سوزونده ... می سوزم ...

 

-----------------------------

 

شاد باشید ... اینم یادمون باشه زندگی فقط واسه ما سختی نداره ... برای همه به اندازه کافی هست ... پس بخندیم

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 181007


Powered by BlogSky.com

افاضات اخیر این حقیر!