X
تبلیغات
رایتل
مســــــــــتانه
هر چه گشتیم در این شهر نبوداهل دلی . . . . . که بداند غم دلتنگی وتنهائی ما
یادداشتهای خاک گرفته
جمعه 31 شهریور‌ماه سال 1385
گرگ

 

گرگها یه رسم جالبی دارن و اینه که توی شبهای سرد زمستونی که غذا گیر نمیاد و همشون گرسنن، دور هم حلقه میزنن و زوزه می کشن. این کارو واسه این می کنن که اگه یکیشون از فرط گرسنگی از حال رفت، بقیه سریع می ریزن سرش و می خورنش ... تو هفته ای که گذشت بهم یاد دادن اگه می تونی گرگ باش! اگر هم نمی تونم حداقل زوزه رو بکشم که این گرگهای دور و برم نخورنم! خلاصه خیلی پر سر صدا شدم! از من حذر کنید!!!

 

 

-------------------------

 

 

دیشب شبکه 4 یه برنامه ای داشت که روش لقاح مصنوعی رو برای افراد نابارور نشون میداد ... داشتم فکر می کردم مردم اینقدر خودشونو پاره می کنن که بچه دار شن! که چی یه بدبخت دیگه به این دنیا اضافه کنن! که چی بشه؟!

 نمی خواد بگی تولد هر نوزاد نشونه اینه که خدا هنوز به انسانها امیدواره! ازین قصه ها خودم زیاد بلدم ....

 

 

-------------------------

 

عزیزم دلی توش غم سالیان سالیان مثل یه غده چرکی لونه کرده با تفریح و تفرج باز نمیشه ... پس بیخود رو من سرمایه گذاری نکن ...

 

 

-------------------------

 

جالبه ها اون موقع که تریپ درس و مشق بودم با اومدن مهر عزا می گرفتم! الانم دو ساله در حسرت اون روزا عزا می گیرم!

 

-------------------------

 

باید که تو یاد بگیری مثل همه آدمها شی ...

      خوب بتونی دروغ بگی، عشقو تو نطفه بکشی ...

این آدمها که میبینی ترانه زخمی می کنن ...

      بی قانونی قانونشون، دروغ میگن به تو، به من ...

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 181003


Powered by BlogSky.com

افاضات اخیر این حقیر!