X
تبلیغات
رایتل
مســــــــــتانه
هر چه گشتیم در این شهر نبوداهل دلی . . . . . که بداند غم دلتنگی وتنهائی ما
یادداشتهای خاک گرفته
شنبه 18 شهریور‌ماه سال 1385
عروسیه!

 

آقا یا خانومی که شما باشید جاتون خیلی خالی عروسی یکی از دوستان دوره دبیرستان دعوت بودم ازین عروسی حسابیا که فولی مایه داری بود و توش کلی خرج شده بود ... وقتی وارد مجلس شدیم یکم اعتماد به نفسه زیر صفر رفت چون همه تریپ با کلاس و دنبالم نیا بو میدی! بودن. ما هم مثل ننه مرده ها یه گوشه کز کردیم و با هم سنخا مشغول صحبت شدیم ... خلاصه کار بالا گرفت و خواننده و نوازندگان محترم اینقدر قر دار خوندن و زدن که پیچ و مهره همه شل شد و با کلاسها هم به رقص اومدن! پدر داماد هم به وجد اومد و 2-3 تا دسته 2000 تومنی پاشید وسط جمعیت که از بخت بد مرکز هدفش روی سر من بود! جاتون خالی باید بودید و میدید این عزیزان با کلاس برای دستیابی به یه دونه 2000 تومنی خوار و مادر خودشونو وصلت میدادن! این وسط هم چون من همیشه سوژه هستم 4-5 تا غول بیابونی پرت شدن رو من بدبخت و دندمون مو که برداشت به درک! گوشی نازنیم شکست ... حالا کی خسارت منو میده؟ هااااااان؟ حالا خوبه عروسی آقازاده ها نبود که سکه بپاشن و گرنه این آپ رو از کافی نت جهنم براتون می فرستادم!

 

 

----------------------

 

 

تو این بیست و خرده ای سال که از خدا عمر گرفتم هنوز تفاوت ولادت یا شهادت رو توی تلویزیون متوجه نشدم! چون همش یه سری چیزای عربی پخش می کنن که مثینکه واگیر دار هم بوده دیگه ولادت و شهادت رو بیخیال شدن و همش عربی پخش می کنن! (جا داره عربهای عزیز ازین ترویج فرهنگشون شکر گذار عمو ضرغام باشن!) و در کل محتوای برنامه ها توی عزا و جشن یکی شده فقط توی دومی یکم ریتمش تند تره! شاید مشکل از گیرنده های من باشه ... چم دونم؟!

 

 

----------------------

 

 

عاشقانه هایت را بگو ای شاعر

و سپس خـــــــــفه شو!

 

این دنیا جایی برای عاشقانه گفتن ندارد ....

 

 

----------------------

شاد باشید ...

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 181003


Powered by BlogSky.com

افاضات اخیر این حقیر!