X
تبلیغات
رایتل
مســــــــــتانه
هر چه گشتیم در این شهر نبوداهل دلی . . . . . که بداند غم دلتنگی وتنهائی ما
یادداشتهای خاک گرفته
جمعه 9 تیر‌ماه سال 1385
مکافات!

 

 

توصیه بهداشتی : برای درک بهتر از قوه تخیل خود بهره بگیرید

 

مثل همیشه این مسیر کوفتی همیشگی رو داشتم می رفتم و دیگه تقریبا به مقصد رسیده بودیم ... عقب ماشین من بودم و یه خانم میانسال دیگه، آخرای راه دیدم این خانومه داره حرکات مشکوک می کنه و زیادی وول میزنه! کار بالا گرفت و دیدم علی رغم میل باطنیش خودشو سمت من پرت کرد!!!

کف کرده بودم که این داره چیکار میکنه؟! گفتم خدایا ندادی! ندادی! حالا هم که دادی وسط خیابون و توی ماشین و در ملاء عام بود؟! حالا اینا به کنار! من 16-17 ساله میخواستم این چیه؟! ایول یکی طلبت ...

که خانومه با جیغش بند مناجاتم رو با خدا پاره کرد و گفت : آقای راننده نگه دارید ... یه رطیل اینجاست! وااااااااای واااااااای الان نیش میزنه همه میمیریم ...

 

راننده که هنگ کرده بود هی میگفت چی خانوم، رطیله؟! رطیل؟ چقدره؟ بزرگه؟ ولی ضمیر ناخودآگاهش دستور به فشار دادن پدال گاز رو میداد بجای ترمز! من هم نفسم بند اومده بود و میخواستم خودم رو پرت کنم از ماشین بیرون که همون ضمیر ناخود آگاهه باعث شده بود فقط مثانم منقبض بشه و بقیه عضلات شل! (البته بخیر گذشت!)

به هر حال آقا رطیله که از ماجرا خبر دار شده بود و حال کرده بود که جماعتی رو سرکار گذاشته، خودشو نشون داد و رفت روی لبه شیشه ماشین ... خانومه شروع به جیغ زدن کرد : وااااااااااااااااااییییییییی الان میپره می گزدمون! آقا نگه دار دیگه ...

تازه به خودم اومدم دیدم رطیلی که این خانوم میگه چیزی جز یه عنکبوت کوچولوی مامانی نیست! تازه ازینا بود که حال ندارن تار بتنند! چه برسه که نیش بزنند!

 

نکته 1 : ضمیر ناخودآگاه خودتون رو با تمرینات فرمانبردار خودتون کنید!

نکته 2 : هر کسی که جیغ و داد کرد الزاما مساله خطرناکی اتفاق نیوفتاده، خونسردی خود را حفظ کنید!

نکته 3 : رطیل پرواز نمی کنه بدنش هم موکت شدس (برای آشنایی بیشتر) !

نکته 4 : همواره خطبه صیغه موقت را حفظ باشید تا در این مواقع به گناه نیوفتید! (مخصوص آقایان!!!)

نکته 5 : کلی نگر باشید! این اتفاق برای یک آقا هم امکانپذیر است پس در این متن مطلب ضد حقوق زنان نیامده!

نکته 6 : بهتر نیست نویسنده به اراجیفش ادامه نده؟!

 

 

-----------------------

 

بر ظاهرم منگر که شادم ...

درونم غوغایی برپاست !

گویی کسی تیشه میزند بر وجودم !

قلبم هزاران پاره شده است ...

شاید یکی از آن پاره ها نصیبش شود !

ولی او حریص است

محکم تر میکوبد تا تکه ای بزرگتر را نصیب خود کند !

افسوس که با خرد شدن وجودم

سرانجام او نیز در درونم میشکند !

آنگاه که من ، چون آواری بر سر او فرو ریزم !!

 

***اگه می خواین کسیو داغون کنید مواظب باشید رو سر شما خراب نشه!

 

 

-----------------------

 

 

یادش اصلا بخیر نباشه! 5 سال پیش ما هم این موقع کنکور داشتیم! اون موقع کی فکرشو می کرد بعد 5 سال بشم یه مهندس با گرایش بیکاری؟! چه آرزوهایی تو این سر بی صاحاب بود ... (این قسمت برای همدردی با عزیزان کنکوری نوشته شده و هدف دیگری ندارد!)

 

 

-----------------------

 

شاد باشید و آفتابی! فقط مثل آفتاب این چند هفته گندشو در نیارید!

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 181003


Powered by BlogSky.com

افاضات اخیر این حقیر!