X
تبلیغات
رایتل
مســــــــــتانه
هر چه گشتیم در این شهر نبوداهل دلی . . . . . که بداند غم دلتنگی وتنهائی ما
یادداشتهای خاک گرفته
سه‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1384
بازگشت ...

سلام! من برگشتم! کمتر از یک ماه شد ولی خوب ... چند ساله تو ماه بهمن اوضاع احوال روحی ما آشفته میشه و خواستم منتقلش نکنم توی وبلاگ ... مردم که گناه نکردن از ما انرژی منفی دریافت کنن! خدمت اون دوستانی هم که خیال کرده بودن درو بستم که برم درس بخونم فقط میتونم بگم زهی خیال باطل! 

 

آنقدر مرده ام که هیچ چیز نمی تواند مردنم را ثابت کند

و آنقدر از این دنیا سیرم که روز مر گم را جشن می گیرم

و اگر این دنیا رو دوست می داشتم رو تولدم نمی گریستم

 

 

(این چیزایی که گفتم هیچ دلیلی بر ناشکری نیست! چون طبق تجربه فهمیدم همیشه بدتری هم وجود داره! پس شکر ...)

 

 

------------------

 

صنف قنادها! دست شما درد نکنه... با این حرکتی که زدید خارومادر دانمارک رو یکی کردید و ضربه سختی به دانمارک زدید و به اونها فهموندید کار اشتباهی کردن! طبق آخرین اخبار توی دانمارک بخاطر این حرکت شما عزای عمومی اعلام شد ...

خدایی احمق تر از این صنف دیدید؟! حالا اسم شیرینی دانمارکیه! چه ربطی به دانمارک داره؟ مثلا شیرینی ناپلئونی مال فک و فامیلهای ناپلئونه؟؟؟

پس زین پس بجای واژه غریب و منحوس شیرینی دانمارکی بگویید شیرینی گل محمدی!

 

"خودمون با دست خودمون تمام هویتمون رو میدیم دست اجنبی که به استهزا بکشدمون ..."

 

------------------

 

من در شبهای محرم

 

جوانی دیدم سیاه پوش

 

شماره میداد!

 

 بوی الکل هم میداد!

 

پسری در فکر مکان بود ...

 

و دویست و شیشی دودی

 

شیشه هایش بخار گرفته

 

و نگاه شیطانی که رد شد ...

 

و ما چقدر عزادار بودیم!!!

 

------------------

 

گرگه میره در خونه شنگول و منگول در میزنه میگه منم منم مادرتون! علف آوردم براتون ...

 

خرسه میاد درو باز می کنه و میگه : آخه پدر نامرد، بزبزقندی 5 ساله که ازینجا رفته! چرا دست از سرما بر نمی داری؟! ول کن نیستی؟؟؟

 

-----------------

 

شاد باشید ...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 181010


Powered by BlogSky.com

افاضات اخیر این حقیر!