X
تبلیغات
رایتل
مســــــــــتانه
هر چه گشتیم در این شهر نبوداهل دلی . . . . . که بداند غم دلتنگی وتنهائی ما
یادداشتهای خاک گرفته
جمعه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1384
تئاتر ...

لحظه ها را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم  غافل از اینکه خوشبختی همان لحظه هایی بود که می گذراندیم .. !!!

(اینو یه جا خوندم یادم نمی آد کجا بود! نویسنده مارو حلال کنه!)

 

-----------------------------------

 

نمی دونم تا به حال برای تماشای تئاترهای غم انگیز رفتی یا نه؟ ولی ویژگی این تئاترها اینه که عده کثیری میان تا بهانه داشته باشن بدون خجالت از دیگران برای دقایقی اشک بریزن و سبک بشن! و جالب اینه که بعضی ازین آدمها مشتری دائم این تئاترها هستن و هر شب یه سر میان و مدتی می بارن ...

حالا وقتی از بالا به این زندگی خودمون نگاه کنی می بینی زندگی اکثرمون مثل همین تئاتره و بعضی از ما واسه اینکه بهونه ای واسه گریه کردن و اشک ریختن واسه غصه هامون داشته باشیم توی این تئاتر همدیگه یه سرک می کشیم تا خودمون رو خالی کنیم!

و متاسفانه به دیدن تراژدی های همدیگه عادت کردیم!

 

------------------------------------

 

ماشین زمان! بازگشت به عقب! آیا این رویای انسان به حقیقت خواهد پیوست ؟؟؟

یه جایی بودم و این بحث اول مجلس بود! و هر کس ازین می گفت اگه برگردم عقب فلان کارو بهمان کارو می کنم ! خلاصه نوبت من شد که نظر شما چیه برگردی عقب چیکار می کنی؟

"خداییش دیدم اینقدر گذشته تلخی دارم که حتی حاضر نیستم یادش بیارم چه برسه که دوباره برگردم و اونو تجربه کنم!"

در جواب گفتم : ببخشید این دستشویی تون کجاست !؟

شما چی ؟ شما دوست داشتید به عقب برگردید؟

-------------------------------------

 

کاشکی به جای اینکه دست به رنگ و قلم مو ببری  و خودت رو آرایش کنی، این رو میفهمیدی که هیچ آرایشی قشنگ تر از یه لبخند نیست ...

 

-------------------------------------

 

تمام موجودات به جز انسان ها می دانند که قانون اصلی حیات آن است که  از زندگی لذت برده شود

 

امیدوارم که شما حداقل بتونید از زندگیتون لذت ببرید ... .


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 181041


Powered by BlogSky.com

افاضات اخیر این حقیر!