X
تبلیغات
رایتل
مســــــــــتانه
هر چه گشتیم در این شهر نبوداهل دلی . . . . . که بداند غم دلتنگی وتنهائی ما
یادداشتهای خاک گرفته
دوشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1384
بوی عیدی ...

عیدی ما یادت نره!
ای گرداننده دلها و دیده ها

ای پدید آوردنده روزها و شبها

ای تغییر دهنده سالها و حالات

حال ما را به بهترین حال تغییر فرما

 

سال نو مبارک، ان شاءالله توی این سال جدید همه به آرزوهای بحقشون برسن ...

ان شاء الله آدمها آدم تر شن ...

ان شاء الله بدی از همه جا بره ...

ان شاء الله نسل آدمهای نامرد ور بیفته ...

ان شاء الله همه دلها شاد بشه ...

و ...

------------------------------

میشه یه هفت سین چید با

 

سلام... سلامتی ... سعادت ... سخاوت ... سادگی ... سرور ...

و سبزی چشمات ...

 

------------------------------

اینم به یاد فرهاد

 

بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو

بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ

با اینا زمستون رو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم

 

شادی شکستن قلک پول

وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد

بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب

با اینا زمستون رو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم

 

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه

شوق یک خیز بلند از روی بته های نور

برق کفش جفت شده تو گنجه ها

با اینا زمستون رو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم

 

عشق یک ستاره ساختن با دولک

ترس نا تموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه

بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

با اینا زمستون رو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم

 

بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری

شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن

توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی

با اینا زمستون رو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم

 

 

دوست من عیدت مبارک...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 181010


Powered by BlogSky.com

افاضات اخیر این حقیر!