X
تبلیغات
رایتل
مســــــــــتانه
هر چه گشتیم در این شهر نبوداهل دلی . . . . . که بداند غم دلتنگی وتنهائی ما
یادداشتهای خاک گرفته
جمعه 21 اسفند‌ماه سال 1383
چرا ؟؟؟



از اولین روز تولد یه نوزاد پدر مادرش همه تلاش خودشون رو می کنن که سطح معلومات بچشون زیاد بشه یا به قولی کمالات این بچه زیاد بشه!

خداییش هم خوب نگاه کنیم می بینیم که پدر مادرا از نون شبشون می زنن تا امکانات تحصیلی مناسبی واسه بچه هاشون فراهم کنن .

حالا این افاضات رو واسه چی کردم!؟ موضوع اصلی همینه!

 

یه نگاه به دور و اطراف خودتون بندازید… اون بابایی که به قولی از پشت کوه اومده و هرو از بر نمی تونه تشخیص بده،  با یه آدم تحصیل کرده با سطح مطالعه و معلومات بالا رو با هم مقایسه کنید …

 

با فرض زندگی هر دوشون تو یه جامعه "پر از مشکل" تریپ همین تهران خودمون … کدومشون بیشتر دارن ضجر می کشن؟ درد کدومشون عمیق تره؟

 

مورد اول تنها مشکلش سیر کردن شکم خودش و زن بچشه!

مورد دوم چون آگاهی داره، حالا هر مساله کوچیکی اون رو به فکر وا میداره! (مثلا با این وضع ترافیک و آلودگی این شهر آینده من و زن و بچم چیه؟؟؟؟)

 

خوب حالا چرا اینقدر علاقه درایم تا آگاه بشیم؟

 

ما بقیش هم به عهده خودتون ….

 

---------------------------

 

خوشبختی چیست ؟  پول ؟ عشق ؟ همسر مهربان؟؟؟ و … .

 

گزینه صحیح هیچکدام است! اگه شب هنوز سرت به بالش نرسیده خوابت می بره اونوقت ته خوشبختی! یعنی روانت آزاده … (این جمله گهربار من رو! کسایی که دچار بی خوابی هستند درک می کنن!)

 

---------------------------

 

"عشق مانند ستاره ای دنباله داری است که در تمامی طول زندگی، انگار یکبار پدیدار می شود و قلبمان را لمس می کند. برای دیدار این ستاره باید صبر کرد. صبر، صبر. مدتهای زیادی باید صبر کرد و آنچه پیش می آید عشقی واقعی است. و این همان عشق شاهزاده وار است که طبیعت شگفت انگیز آن صبر است. صبر، صبر، صبر..."

کریستین بوبن

 

---------------------------

 

خسته نباشی ...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 181007


Powered by BlogSky.com

افاضات اخیر این حقیر!